بعدازآن زمستان سفیدکه بارنگ خودبرسیاهی گناهانمان ردی برجای گذاشته بود،بایدکمکم به استقبال ازبهارسردو خاموش برویم. من تنها فصلی که دوست دارم زمستون سردهست که به اجبار منو کناربخاری می ذاره ومنو با بارش خودش محو تماشای زیبای اش می کند ومنو از خاطرات خوب گذشته با خبرمی کندو فکر تاریکی فردارو از سرمن بیرون می کنه.......
بگذریم حالا می خوام جاهای تماشایی ازکرمانشاه بهتون معرفی کنم لطفا به ادامه مطلب برید
در این بخش به معرفی مکان های زیبا و دیدنی شهر کرمانشاه می پردازیم. با ما همراه باشید.
كرمانشاه یكی از شهرهای باستانی ایران است و گفته میشود كه آن را طهمورث دیوبند، پادشاه افسانهای پیشدادیان ساخته است و برخی نیز بنای آن را به بهرام پادشاه ساسانی نسبت میدهند.
طاق بستان، كرمانشاه
طاق بستان یا «طاق وستان» در سمت راست ورودی شهر كرمانشاه، در شمالشرقی این شهر، مجموعهای از سنگ نگارهها و سنگ نبشتههای دوره ساسانی است كه با فضای مركبی از كوه، چشمه و آب به گردشگاهی مصفا و چشم اندازی دلانگیز بدل شده است.
پس از ورود به مدخل طاق بستان، نخستین سنگنگاره به اردشیر دوم مربوط است. اردشیر بین اهورامزدا و میترا قرار گرفته، روی خود را به سوی اهورامزدا برگردانده و با دست چپ حلقه مودت را از وی دریافت میكند. زیر پای شاه و اهورامزدا دشمن یا «اهریمن» بر زمین افكنده شده است. بعد از این نقش، طاق كوچكی قرار دارد كه پیكره شاپور دوم و پسرش شاپور سوم بر آن دیده میشود. بالای هر كدام از این سنگ نگارهها در سطوری به خط پهلوی ساسانی صاحب نقش معرفی شده است.
در سومین بخش از این مجموعه، مدخل طاق از بالا تاپایین سنگ نگاره زیبایی از نقش فرشتگان بالدار، درخت زندگی، مجالس شكار گراز در بیشهزار و شكار مرغان و... بهجامانده است كه همراه با نوازندگان، یك مجلس شادمانی را حكایت میكند. در پایین این نقش، سواری براسب، زره پوش و مسلح است كه برخی آن را «نقش پیروز ساسانی» و برخی دیگر نقش خسرو پرویز میدانند.
غار پراو
این غار در كوه پراو از سلسله جبال زاگرس در شمال شهرستان كرمانشاه واقع شده است. غار پُراو بزرگترین غار آهكی دنیاست و ساختمان آن به دوران سوم زمینشناسی مربوط است. در داخل این غار 26 حلقه چاه به عمقهای مختلف 5 تا 42 متر وجود دارد. دهانه غار به صورت سوراخ نسبتا كوچكی است كه به فضاهای كوچك و بزرگ و شعب متعدد و سنگهای عظیم كه در بین هر كدام از آنها حفرهها و پرتگاههایی بهوجود آمده، منتهی میشود. در آذرماه غار به وسیله «چكیده» و «چكنده»های یخی پوشیده میشود و زیبایی خاصی به آن میبخشد. صعود به این غار به تجهیزات پیشرفته غارنوردی نیاز دارد و افراد عادی نمی توانند داخل بروند.
مسجد جامع كرمانشاه
این مسجد از آثار قابل توجه اواخر دوره زندیه است كه در سال 1196 هجری قمری توسط حاج علی خان زنگنه حاكم كرمانشاه به جای مسجد قدیمیتری بناشده است. آنچه از بنای قدیمی مسجد باقی مانده، بخشی از شبستان ستوندار و هشتی ورودی است. شبستانكنونی به غیر از محراب تزئینات خاصی ندارد. در گوشه جنوب غربی بنا، پلكانی برای دسترسی به بالاخانهایكه گویا زمانی قسمتی از مدرسه بود، ساخته شده است.
تكیه معاون الملك
حسینیه معاون الملك مشتمل بر سه بنای عباسیه، حسینیه و زینبیه است كه در مركز شهر كرمانشاه واقع شده است. تكیه 2 حیاط و یك عمارت در میان دارد و دیوارهای حسینیه به طور كلی از كاشیهای گوناگون با رنگهای متنوع و زیبا پوشیده شده است. صورت رجال و بزرگان دوره قاجار بهویژه بزرگان مذهبی و عشایر كرمانشاه را با قلمی ظریف و رنگهای جذاب بر كاشیها نقش كردهاند. موضوع بعضی از كاشی كاریها به روایات، قصهها و داستانهای تاریخی و اساطیری و اخبار دینی و مذهبی مانند: بارگاه حضرت سلیمان، وقایع صحرای كربلا و عاشورا و رستم و سهراب مربوط است.
غار آسنگران
غار آسنگران در شمال غربی كوههای پررو در تنگهای به نام «تنگ كوه» در 22 كیلومتری جاده كرمانشاه - سنندج قرار گرفته است. غار آسنگران چهارچاه به عمقهای 4 ،8 ،16 و 36 متری دارد كه چاههای سوم و چهارم آن به هم راه دارند. در پایان غار، فضای استخر مانندی وجود دارد.
مسجد دولتشاه، كرمانشاه
این مسجد در میدان جوانشیر شهر كرمانشاه واقع شده و از آثار دوره قاجاری است كهتوسط محمد علی میرزای دولتشاه (حاكم كرمانشاه در سالهای 1221 تا 1237 هجری قمری و سرحددار عراقین) بناشده است. بنای مسجد دولتشاه در دوره اخیر تعمیر شده و سردر، صحن و شبستان زنانه و مردانه دارد. این مسجد به مسجد حاج ابوتراب معروف است و نام آن بر كتیبه كاشی سردر مسجد خوانده میشود
مسجد عمادالدوله، كرمانشاه
این مسجد در شهر كرمانشاه واقع شده و از آثار دوره قاجاری است. مسجد عمادالدوله به صورت چهار ایوانی بنا شده و مشتمل برسردر، صحن، ایوان، شبستان ستوندار و حجرههای متعدد است.
بر كاشی كاری ایوان مسجد، كتیبهای مشتمل بر قصیدهای در ذكر نام پادشاه - ناصرالدینشاه - نام بانی و تاریخ آن 1285 هجری قمری نوشته شده است. روی ایوانشرقی صحن مسجد، اتاقكی چوبین ساختهاند. ورودی مسجد از طریق این ایوان شرقی است كه با در چوبیبزرگی به راسته زرگرها مرتبط میشود.
نقش گودرز دوم اشكانی، بیستون
در جهت شرقی نقش برجسته میتریدات روی همان صخره، نقش یكی از جانشینان او یعنی گودرز دوم (51 - 46 م) كنده كاری شده است. در این نقش پیروزی گودرز دوم بر رقیبش مهرداد نشان داده میشود. این نقش دو سوار مسلح به نیزه را نشان میدهد. در دست فرشته حلقه گل پیروزی دیده میشود. در پشت سر گودرز نقش یكی از نزدیكانش حكاكی شده است. كتیبهای به خط یونانی قدیم، نام این دو پادشاه را در برداشته كه امروزه به جز نام گودرز، بقیه كتیبه محو شدهاست.
كتیبه بیستون ، بیستون
متن كتیبه بیستون در سال 522 پیش از میلاد به دستور افسر جوان انگلیسی - هنری راولینسون - بر دل كوه حجاریشده به شرح جنگهای 2.5 ساله داریوش و مبارزات او برای رسیدن به سلطنت را تشریح میكند.
بر گرداگرد نقوش بیستون، كتیبهای به سه خط و زبان پارسی باستان، ایلامی و آكدی به گویش بابلی نو كه متداول آن زمان بود، نگاشته شده است. ترجمه ایلامی كتیبه در سمت راست نقوش و نسخه دوم آن در سمتچپ به موازات كتیبه پارسی باستان و متن بابلی آن در بالای نسخه دوم ایلامی بر سینه كوه كنده شده است. كتیبهها و ترجمههای تكمیلی اضافی نیز در اطراف دیواره تراشیده سمت راست دیده میشود. متن پارسیباستان كتیبه در 44 سطر به خط میخی زیبایی بر سطحی صیقل خورده، كنده شده است.
داریوش هخامنشی در تمام كتیبهها هر بند را با این جمله آغاز میكند: «داریوش شاه میگوید» تكرار و بیان این جمله عظمت و قدرتی خاص به سبك نگارش كتیبه داده است. داریوش در سراسر كتیبه، پیروزی خود را خواست اهورامزدا دانسته و به این ترتیب تا حدی كتیبه رنگ دینی به خود گرفته است.
نقوش داریوش، صخره بیستون
این نقوش بر صخره بیستون به صورت برجسته كنده شده است. چهره اصلی این مجموعه، داریوش است كه تاجی كنگرهدار بر سر دارد و پای چپ خود را بر سینه گئومات گذارده است. پشت سر او دو نفر از نگهبانان مخصوص ایستادهاند. بر بالای سر داریوش، نقش فَروَهر در پرواز است. فروهر در دست چپ حلقهای را كه نشان پادشاهی است به داریوش هدیه میكند.
در برابر داریوش 90 تن از شورشگرانكشورهای تابعه دست بسته و طناب برگردن، ایستادهاند. نقش داریوش در كوه بیستون، چون دیگر نقوش عهدهخامنشی، نشانهای از نفوذ هنر بابلی و آشوری در تمدن هخامنشی است.
فراتاش (فرهاد تراش)، بیستون
در جهت جنوب حجاری داریوش بزرگ در كوه بیستون، دیواره حجاری شده عظیمی قرار دارد كه در بین مردم به «فراتاش» و «تخت فرهاد» معروف است و گفته میشود كه در حدود هزارسال بعد از داریوش، به فرمان خسرو دوم ساسانی در كوه بیستون تراشیده شده است. اهالی منطقه حجاریهای فوق را كار فرهاد كوهكن میدانند و معتقدند كه فرهاد در عشق شیرین زن خسرو پرویز، بدین كار سنگین تن درداده است.
داستان شیرین و فرهاد الهام بخش شاعران زیادی در این مرز و بوم شده كه از جمله آن میتوان به مثنوی عاشقانه خسرو و شیرین نظامی گنجوی اشاره كرد. طول دیواره فراتاش 180 متر است و در هیچ نقطهای از ایران هیچ كوهی به این اندازه تراشیده نشده است.
مجسمه هركول ، بیستون
در حاشیه جاده بیستون به كرمانشاه، نقش برجسته مرد نیرومندی پهلو داده بر پوستشیر نمایان است. این نقش برجسته شخصی نیرومند و عریانی را نشان میدهد كه موی و ریش مجعددارد و بر پهلوی چپ روی نقش شیری در زیر سایه درختی لمیده است. در سمت چپ آن پیالهای دیده میشود. این نقش دست راستش را روی پای راست قرار داده و پای چپش را تكیهگاه پای دیگر كرده است. طول مجسمه 147 سانتی متر است.
در پشت سر مجسمه، كتیبه و نقوشی دیده میشود كه به خط یونانی قدیم نوشته شده است. نقوش كنار كتیبه عبارت است از نقش یك درخت كه بر شاخه آن كمانیزده شده و دو سر آن نوك اردكی است. همچنین تیردانی پر از تیر بر شاخه درخت آویخته شده است. در دو طرف سكویی كه مجسمه بر روی آن قرار دارد، دیوارهای سنگی دیده میشود. دیوارها از سنگ نتراشیده چیده شده و با اندود گچ، روی آن را پوشاندهاند.
نقش میتریدات اشكانی، بیستون
در زیر كتیبه هخامنشی بیستون، كهنترین نقش برجسته پارتی كه تا امروز شناخته شده، بر جای مانده است. این نقش در سال 100 قبل از میلاد كنده كاری شده است و به نظر میرسد كه شاه اشكانی با انتخاب این مكان قصد داشته خود را از اعقاب هخامنشی قلمداد كند. این نقش از نظر هنری فاقدهر گونه حركت و از لحاظ تكنیك كودكانه است. نام كسانی كه در نقش دیده میشوند به خط یونانی نوشته شدهاست.
كاروانسرای بیستون (شیخ علیخان)
این كاروانسرا در بیستون واقع شده و در زمره كاروانسراهای چهارایوانی است كه توسط شیخ علیخان زنگنه (والی كرمانشاه) ساخته شده است. شكل ساختمان آن مستطیل است. در اطراف حیاط مستطیل شكل آن 47 اطاق برای مسافران ساخته شده است. كاروانسرا چهار برج دایرهای شكل در چهار گوشه و 14 اطاق در طرفین ورودی دارد. با توجه به نوع مصالح و آجر كاری بنا قدمت كاروانسرا به دورهصفوی میرسد، ولی در پی بنا از سنگهای حجاری شده دوره ساسانیان استفاده شده است. در بیستون بقایای كاروانسرای دیگری با پلان متفرقه بهجا مانده كه به دوره اواخر ساسانی و اوایل اسلام مربوط است.
پل خسرو ، بیستون
بر سر راه قدیمی بیستون به تخت شیرین و سرماج، پایههای عظیم پلی معروف به پلخسرو به جا مانده است. بنای پل خسرو را به خسرو شاهنشاه ساسانی نسبت میدهند. پل خسرو تنها پلی استكه عربها از آن گذشته و پس از عبور از تخت شیرین و سرماج به نهاوند رفته و یزدگرد سوم آخرین شهریارساسانی را در آن شهر مغلوب كردهاند. پل خسرو با گذشت زمان، آسیب فراوان دیده است، به طوری كه درروزگار صفویه این پل غیر قابل استفاده بوده است.
ما را در سایت شهرستان صحنه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: عبدالرضا محمدی
بازدید: 321
بر اساس یافته های جدید باستان شناختی 12 هزار سال پیش در منطقه زاگرس ایران کشاورزی می شده است.به گزارش عصر ایران به نقل از شبکه خبری " ان بی سی " آمریکا یافته های جدید باستان شناختی در منطقه تپه های چغا گاوانه در اسلام آباد غرب بقایایی از دانه های گندم، جو و عدس را از یک کلونی انسانی متعلق به 12 هزار سال پیش نشان می دهد.
از سال 2009 حفاری هایی به رهبری " نیکولاس کونارد " باستان شناس دانشگاه " توبینگن" آلمان در این منطقه آغاز شده بود.
هدف از این طرح مطالعاتی که "پروژه باستان شناختی زاگرس مرکزی(CZAP)" نام گرفته و یک برنامه تحقیقاتی مشترک بین ایران و انگلیس است، پژوهش در مورد منشاهای یکجانشینی، اهلی گری و کشاورزی در غرب ایران است.
طبق فرضیه پشین دانشمندان، منشا کشاورزی در منطقه ای در غرب " هلال حاصلخیز"( دانشمندان اصطلاح هلال حاصلخیز را به عنوان منشا پیدایش کشاورزی در خاورمیانه نام می برند) در بین عراق و ترکیه و سوریه و اردن می دانستند اما با یافته جدید دانه هایی متعلق به 12 هزار سال پیش به همراه اشیایی از زندگی دوران سنگی انسان در تپه های چغا گاوانه در اسلام آباد غرب در استان کرمانشاه در منطقه زاگرس ، منشا پیدایش کشاورزی های اولیه را به ایران منتقل می کند.
نیکولاس کونارد که تحقیقات تحت رهبری او به یافته های جدید ختم شده،می گوید، پس از پیشنهاد یک همکار ایرانی پروژه تحقیقاتی شان، یک محوطه را به عمق 8 متر حفر کرده اند و به یک کلونی انسانی متعلق به 12 هزار سال پیش رسیده اند.
کونارد که یک سنگ شناس است صدها دانه جو و گندم و عدس را برای مطالعات بیشتر به همکار خود خانم " سیمون ریئل" در دانشگاه توبینگن آلمان می فرستد و وی در مطالعات بیشتر بر روی این دانه ها متوجه می شود این دانه ها متعلق به 12 هزار سال پیش هستند.
تحقیقات باستان شناسان در منطقه تپه های چغا در اسلام آباد غرب
دانه جو کشف شده زیر میکروسکوپ
ابزارهای سنگی کشف شده از محوطه
ما را در سایت شهرستان صحنه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: عبدالرضا محمدی
بازدید: 221
ما را در سایت شهرستان صحنه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: عبدالرضا محمدی
بازدید: 980
اماکن مذهبی - صحنه:
امامزاده دده بكتر – صحنه: در جنوب روستاي بكتر در 30 كيلومتري شمال غرب صحنه بر روي تپهاي بنايي ازسنگ و گل وجود دارد كه مشتمل دو قسمت اصلي است: قسمت اول را (جمع خانه) مينامند كه بنايي مستطيل شكل با دري كوتاه و سرگير دارد و قسمت دوم بناي چهار گوش اصلي بقعه است كه سقفي تير ريزي دارد. برجستگي مستطيل شكلي در وسط بقعه قرار دارد كه بر سطح آن سنگ قبري با خط كوفي است كه بر اثر پاخوردگي زياد قسمت اعظم آن سائيده شده است. پيرامون بقعه و جمع خانه قبرستاني بزرگ است.
امامزاده محمود – صحنه: امامزاده محمود در دهستان دينور از توابع شهرستان صحنه واقع شده است. بناي بقعه طرح چهار ضلعي دارد كه بر روي حاشيه سنگ قبر آن ، آيت الكرسي و بر سطح آن ، صلوات كبيركنده شده است. ضريح مشبك چوبيني بر روي قبر نهاده شده است. مردم منطقه ، صاحب بقعه را امامزاده محمود بن امام موسيالكاظم (ع) مينامند. در جانب غرب امامزاده ، (گورستان كوفي شيرخان) قرار دارد كه سنگ قبرهاي بسيار جالبي با خط كوفي تزئيني و خط نسخ دارد. قدرت هنرنمايي خطاطان و حجاران اين سنگ قبرها ، نشانه موقعيت فرهنگي ممتاز منطقه در گذشته است. تعدادي از اين سنگ قبرها تاريخ قرن ششم هجري قمري دارد.
زيارتگاه شوق علي - صحنه: در منطقه دربند شهرستان صحنه ، در حد فاصل مقبره كيكاووس و استودان ، زيارتگاهي متعلق به اهل حق دارد. كه كتيبه بزرگي دارد. بر سمت راست نوشته ، نقش سواري است بر روي سنگ كنده كاري شده است.
آثار تاریخی - صحنه:
پل خسروي - صحنه: بر سر راه قديمي دينور به صحنه ميان روستاهاي بابا كمال و احمد آقا ، بر روي مسيرقديمي رودخانه كنگرشه (كنگرشاه) پايههاي قديمي پلي باقي مانده است. طول پل در حدود 100 متر است وپنج چشمه دارد. با توجه به مصالح قلوه سنگ و تخته سنگ و ملاط كه در اين پل و پل خسروي بيستون بكاررفته ، اين پل نيز به دوره ساساني تعلّق دارد.
قلعه قهلامروان (قلعه مروان) – صحنه: اين قلعه در روستاي كندوله ، مركز دهستان كندوله از توابع بخش دينورشهرستان صحنه قرار دارد و بر بالاي كوه (لمهقهلا) در شمال شرقي كندوله واقع شده است. آثار باقيمانده از قلعه نشان ميدهد كه مصالح آن از سنگ و ملاط گچ است. گفته ميشود كه مروان خليفه اموي در زماني كه فراري بود ، در اين قلعه زندگي ميكرده است.
قلعه قه لايبزهرو (قلعه بزه رود) – صحنه: قلعه بزه رود در 50 كيلومتري شمال غربي صحنه در ميان باغهاي سيب قرارگرفته است. از بناي اصلي قلعه ، يك رديف اطاق كه با آجر و ملاط گچ ساخته شده ، در ضلع جنوبي و بقاياي ديواري از گل و سنگ در ضلع شمالي به جامانده است. آجر پارهها و سفالينههاي لعابدار فراواني در پيرامون آن ديده شده است. بيشتر سفالينهها به دوره صفوي مربوط است.
قورواغه تپه (تپه قرباغه) – صحنه: در جنوب شرقي صحنه با فاصله 2 كيلومتر، دو تپه باستاني وجود دارد كه تپه بزرگتر به قورباغه تپه معروف است. تپه دوم كه كوچكتر است در جهت شرقي اين تپه قرار دارد. سطح تپه واراضي مزروعي پيرامون آن ، از سفالينههاي منقوش و ساده پوشيده شده است. سفال منقوش آن با سفال تپهگيان سوم و گودين سوم و همچنين با كهنترين تمدن تپه سگزآباد دشت قزوين قابل مقايسه است.
حمام پاچمن - صحنه: اين حمام قديمي در محله پاچمن شهر صحنه واقع شده است. در ورودي حمام جنوب غربي است و به سربينه باز ميشود. بناي سربينه 8 ضلعي است و چهار صفه بزرگ دارد كه در بين اين صفهها ، چهار صفه كوچك در جنوب غربي ، محل ورود به سربينه است. در وسط سربينه حوضي با 16 ترك از سنگتراش ساخته شده است. مصالح اصلي بناء آجر، ملاط گچ همراه با سنگ لاشه و سنگ تراش است. در جريان نوسازي حمام ، كف و قسمتي از ديوارهاي آن كاشي و سيمان كاري شده است. - كرمانشاه داراي فرودگاه بين المللي نيز است.
شهرستان صحنه...ما را در سایت شهرستان صحنه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: عبدالرضا محمدی
بازدید: 247

حمیدرضا حسینی
جدید آنلاین :داریوش شاه گوید: تو که از این پس، این نبشته را که من نوشتم یا این پیکرها را ببینی، مبادا که آنها را تباه سازی؛ تا هنگامی که توانا هستی آنها را نگاه دار." (کتیبه بیستون)

حمیدرضا حسینی
جدید آنلاین :داریوش شاه گوید: تو که از این پس، این نبشته را که من نوشتم یا این پیکرها را ببینی، مبادا که آنها را تباه سازی؛ تا هنگامی که توانا هستی آنها را نگاه دار." (کتیبه بیستون)
بیستون، مجموعهای است تاریخی در فاصله حدود ۳۰ کیلومتری شرق کرمانشاه. این مجموعه و منظر طبیعی آن (کوه و دشت) در سال ۲۰۰۶ میلادی توسط سازمان یونسکو در فهرست میراث فرهنگی جهان ثبت شد.
کهنترین آثار موجود در این محوطه، متعلق به دوران پارینه سنگی میانی و جدیدترین آنها مربوط به دوران صفویه است اما شهرتش را بیش از همه مدیون کتیبه و نقش برجسته داریوش اول هخامنشی (۵۲۱-۴۸۶ پیش از میلاد) است که در ارتفاع حدود ۸۰ متری از پای کوه، بر دل صخره نقر شده.
داستان کتیبه داریوش – معروف به کتیبه بیستون - چنین است که وقتی کمبوجیه، فرزند و جانشین کورش، برای فتح مصر به آن سرزمین لشکر کشید، یکی از مُغان به نام گئومات(Gaumata) علم طغیان برافراشت و خود را "بردیا" برادر کمبوجیه معرفی کرد. این در حالی بود که کمبوجیه پیش از رفتن به مصر، برادر خود را از ترس آن که مبادا در غیابش مدعی تاج و تخت شود، کشته بود.
بردیای دروغین با بخشودن مالیات سه ساله ایالات، موفق شد که تقریبا همگی را به اطاعت وادارد و چالش بزرگی را برای کمبوجیه و دودمان هخامنشی رقم زند. کمبوجیه به سرعت راه ایران را در پیش گرفت تا تاج و تخت خویش را بازستاند اما در میانه راه به طرز مشکوکی درگذشت.
چنین مینمود که مانع دیگری پیش پای گئومات باقی نیست اما هفت نفر از نجبای هخامنشی به رهبری داریوش بر ضد او قیام کردند و سرنگونش ساختند. بدین ترتیب، داریوش که متعلق به شاخه دیگری از دودمان هخامنشی بود به تخت نشست و پادشاهی از خانواده کورش به خانواده او منتقل شد.(۱)
داریوش دستور داد که داستان این پیروزی بزرگ را که به منزله نجات یافتن سلسله هخامنشی از سقوط حتمی بود، بر دیواره کوه بیستون نقر کنند. در آن زمان، کوه بیستون نه فقط از اهمیت مذهبی برخوردار بود بلکه از آن مهمتر، بر کناره شاهراه مرکز و غرب ایران به بینالنهرین قرار گرفته و در معرض دید مسافران و کاروانیان بود.
بررسیهای باستان شناسان و پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که کتیبه بیستون در یک مرحله ایجاد نشده است. در مرحله نخست، نقش داریوش در حالی که هشت همدست گئومات دست بسته در مقابلش صف کشیده بودند و خودِ گئومات زیر پایش لگدکوب میشد، همراه با کتیبهای به خط میخی و زبان عیلامی بر دل صخره نقر شد. در این قسمت، نقش فروهر بر فراز پیکره داریوش و اسیران دیده میشود و یک کماندار و یک نیزه دار نیز پشت سر داریوش ایستادهاند.
بعدها که داریوش شورش سکاها را فرونشاند، نقش "سکایی تیزخود" به انتهای صف اسیران افزوده شد و پس از آن نوشتههای دیگری به خط میخی و به دو زبان بابِلی و پارسی باستان در کنار نقوش قدیمی قرار گرفت.
مهمترین گفتههای داریوش در کتیبه بیستون چنین است: معرفی داریوش و گستره شاهنشاهی او؛ داستان شورش گئومات و فرونشاندن آن؛ داستان سرکوب شورشهای گوناگون در سرزمینهای عیلام، بابِل، ماد، پارت، پارس، ارمنستان و مرو؛ تأکید بر راست بودن مفاد سنگ نبشته بیستون؛ مبرّا دانستن داریوش از پلیدی و دروغگویی و تبهکاری؛ درخواست از آیندگان برای نگاهداری کتیبه؛ دعا برای حافظان آن و نفرین بر آسیب زنندگان.
در دورههای بعد که زبانها و خطوط باستانی به دست فراموشی سپرده شد، کتیبه بیستون نیز ناخوانا شد؛ نه تنها کسی نمیتوانست متن آن را بخواند، بلکه اصلا معلوم نبود که از آنِ چه کسی و مربوط به چه دورهای است. در همین زمان بود که کتیبه داریوش و سایر حجاریهای موجود در کوه بیستون که از دوران اشکانی و ساسانی بر جای مانده بودند، به فرهاد و عشق آتشین او به شیرین سریانی نسبت داده شدند و طنین بلندی در نظم و نثر پارسی یافتند: بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد!
نخستین کسی که موفق به خواندن کتیبه بیستون شد، هِنری رالینسون انگلیسی(Rawlinson) بود. او که در دهه ۱۸۳۰ میلادی و اوایل دهه ۱۸۴۰ به عنوان افسر ارتش هندِ انگلستان، مأمور خدمت در غرب ایران بود، موفق به رمزگشایی از خطوط کتیبه شد و نخستین ترجمه آن را به دست داد. رالینسون بعدها در اواخر دهه ۱۸۵۰ برای مدت کوتاهی، به سمت وزیرمختار انگلستان در ایران منصوب شد.
پس از رالینسون، افراد دیگری راه او را پی گرفتند و ترجمههای کاملتر و دقیقتری از کتیبه بیستون را بدست دادند؛ با این حال، بخشهایی از این کتیبه باستانی به علت فرسایش در برابر باد و باران از میان رفته و ناخواناست؛ و نیز بدین خاطر که در دورهای از بیخبری ایرانیان، نقوش و خطوط آن به عنوان نشانه تیراندازی مورد استفاده قرار میگرفت.
امروزه، مانند زمان داریوش، جاده مرکز و غرب ایران به بینالنهرین (عراق) همچنان از کنار کوه بیستون میگذرد. معمولا مسافرانی که از کیلومترها آنسوتر مجذوب بلندی و سترگی کوه بیستون و مسحور زیبایی دشت پیرامون آن شدهاند، چارهای جز این نمییابند که لختی پای کوه توقف کنند و به دیدار کتیبه داریوش بشتابند؛ کتیبهای که بزرگترین سنگ نبشته تاریخی ایران و در عین حال، نخستین سند رسمی به زبان پارسی باستان است.
و این همان خواست داریوش و میل او به جاودانگی است: "داریوش شاه گوید: اگر این نبشته یا این پیکرها را ببینی و تباهشان نسازی و تا هنگامی که ترا توانایی است نگاهشان داری، اهورا مزدا ترا دوست باد و دودمان بسیار و زندگیت دراز باد و آنچه کنی آن را به تو اهورامزدا خوب کناد."
در گزارش مصور این صفحه آقای علی همدانی، پژوهشگر تاریخ به معرفی مجموعه تاریخی بیستون میپردازد. همچنین در آلبوم عکس جداگانهای، میتوانید توضیحات دقیقتری درباره مهمترین آثار موجود در بیستون را بخوانید.
پینوشت:
۱- این روایت از وقایع مربوط به مرگ کمبوجیه و انتقال قدرت به داریوش، مبتنی بر گفتههای داریوش در کتیبه بیستون است که با روایت مورخان یونانی، کمابیش، همخوانی دارد. برخی پژوهشگران معاصر، روایتهای دیگری را به دست دادهاند که ماجرا را به مراتب پیچیدهتر میسازد و روایت داریوش را به چالش میکشد.
ما را در سایت شهرستان صحنه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: عبدالرضا محمدی
بازدید: 203